حکیم قارقی: 12 اردیبهشت هر سال مصادف با سالروز شهادت مرتضی مطهری در ایران روز معلم نامگذاری شده است و همه‌ساله در تمام نقاط کشور از مقام معلم (به‌عنوان وارثان انبیاء) تجلیل به‌عمل می‌آید، هرچند وضعیت معیشتی معلمان هیچگاه مطلوب نبوده که مدنظر ما نیست.

همانطور که همه می‌دانیم، معلمان نقشی اساسی در پرورش نسل آینده جامعه بر عهده دارند. آنها حداقل 5 روز در هفته با دانش‌آموزان سر و کار دارند و صنف دیگری به این گستردگی با کودکان و نوجوانان جامعه در ارتباط نیست. بنابراین تأثیرگذاری معلمان بر روی این آینده‌سازان بر کسی پوشیده نیست. (و از این روست که گروه‌های مختلف سیاسی سعی بر تأثیرگذاری روی این قشر دارند). در این بین، معلمانی که از اقشار و طبقات خاص اجتماعی (مذهبی، قومی، و...) برخاسته‌اند و برای دانش‌آموزان این اقشار تدریس می‌کنند -اقشار و طبقاتی که محدودیت دارند-، می‌توانند تأثیرگذاری دوچندانی داشته باشند. در این‌باره چند نکته را متذکر خواهم شد:

1. «آموزش رسمی دو جنبه دارد؛ یک جنبه ماهوی که خاص جامعه ما نیست، و دیگری نظام مرسوم در جامعه ما. از لحاظ ماهوی، طبیعت آموزش رسمی اساساً قالب‌سازی است؛ یعنی افرادی با ویژگی­‌های تعریف‌شده وارد آن می‌شوند، ناگزیر باید انتظارات نظام آموزشی را برآورند، و طی شرایطی متساویاً از آن خارج شوند. از لحاظ نظام مرسوم جامعه ما، آموزش رسمی در چارچوب متونی دسته‌بندی‌شده تعریف و تبیین شده و سعی بر آن بوده است که کلیه اطلاعات و دانش پیش‌بینی شده برای آموزشگران در متون درسی بیاید و آنان را از مراجعه به سایر متون بی‌نیاز سازد» (دکتر عباس حری). در واقع، نظام آموزشی ایران یک نظام معلم‌محور است که در آن، معلم باید آن متون درسی مشخص را به دانش‌آموزان تدریس کند و آنها نیز موظف هستند تنها این مطالب را حفظ کنند و سوای آنها فرصتی برای آنها و نیز معلم باقی نماند. این رویه آموزشی تا ورود به دانشگاه ادامه دارد و کنکور سراسری نیز موجب شده است بیشتر دانش‌آموزان تنها از کتب تستی و کنکوری در کنار متون درسی مقرر استفاده کنند.

آن‌وقت در این تب و تاب «آموزش رسمی» و «اطلاعات مشخص» که بی‌شک تأمین‌کننده مقاصد خاصی است، رشد استعدادهای فردی چه جایگاهی دارد؟ بدیهی است که معلمان متعهد رسالتی بس عظیم خواهند داشت. اگر ایشان هم نتوانند ذوق و قریحه فردی اعضای جامعه را بشناسند و پرورش دهند، دیگر امید چندانی به آینده علمی، فنی، و هنری آن جامعه نمی‌توان بست. رسالت آنها قالب‌سازی نیست، بلکه کشف و ارتقای استعدادهای فردی است تا همراه با سایر استعدادها، هیأت اجتماعی هنر، اندیشه، علم و فرهنگ جامعه را شکل بخشند. معلمان همگام با کتابخانه‌ها (کتابخانه‌های مدرسه، عمومی، و... که متونی سوای متون مقرر آموزشی در اختیار دارند) می‌توانند اطلاعات و تجربه‌های ارزنده‌ای از زندگی و اجتماع در اختیار دانش‌آموزان قرار دهند تا آنها برای ورود به جامعه و زندگی آینده خود آمادگی لازم را پیدا کنند.

این وظیفه و نقشی است بر عهده تمام معلمان. معلمان ترکمن مشخصاً می‌توانند نقش‌های دیگری نیز بپذیرند:

2. در ترکمن‌صحرا متأسفانه ما شاهد ترک تحصیل دانش‌آموزان بویژه دختران هستیم. این امر در مناطق روستایی نمود بیشتری دارد و همه‌ساله بسیاری از استعدادها به خاموشی می‌گراید. امروزه نیز بنا به دلایلی همچون آینده شغلی مبهم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در کشور، تمایل فراوانی در بین مردم برای باز ماندن از تحصیل وجود دارد. برای جلوگیری از این امر آگاه‌سازی مردم ضرورت دارد. معلمان ترکمن همگام با مقامات محلی می‌توانند جهت روشنگری والدین تلاش کنند. سازمان‌های مردم‌نهاد منطقه (که غالباً ادبی هستند) نیز می‌توانند در این زمینه مفید باشند. نقش معلمان در پیشگیری از این رخداد ناگوار اجتماعی نیز غیرقابل انکار است؛ آنها باید به‌گونه‌ای دانش‌آموزان خود را بار بیاورند که علاقه و تمایل‌شان به ادامه تحصیل بیش از آن باشد که کسی بتواند مانع آنها شود.

3. همه می‌دانیم که زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ اقوام/ملل غیرحاکم در ایران تدریس نمی‌شود. در این بین شاید بتوان گفت که معلمان این اقوام/ملل می‌توانند در کنار تدریس متون درسی مقرر، به زبان، ادبیات و... قوم/ملت خود نیز بپردازند. معلمان ترکمن هم چنین هستند. آنها در موقعیت‌های مختلف و حتی در تحقیقات کلاسی می‌توانند به زبان مادری دانش‌آموزان بپردازند، از فرهنگ غنی خود سخن برانند، تاریخ خود را بازگو کنند، به معرفی ادیبان، نویسندگان و شعرای خود پرداخته، به بهانه‌های مختلف از آنها یاد کرده و آثاری از آنها را معرفی کنند و یا در کلاس قرائت کنند. حتی معلمان انشاء نیز در اوقات و مناسبت‌های مختلف موضوعاتی مرتبط با این مسائل به دانش‌آموزان بدهند. در این بین دانش‌آموزان دبیرستانی از استعداد و ظرفیت مناسبی برخوردارند؛ آنها که در این مقطع دنبال هویت‌یابی خود هستند، بهتر با این مسائل برخورد خواهند کرد و پذیرایی بیشتری خواهند داشت.

4. در کنار نکته قبلی، مشکلات اقوام/ملل غیرحاکم نیز خود مسأله‌ای اساسی است. معلمان ترکمن می‌توانند به‌صورتی برنامه‌ریزی‌شده و در زمانی مناسب، به مشکلات ترکمن‌ها در کشور بپردازند و آنها را -که حتی خود دانش‌آموزان تا بحال از سر گذارندند یا در آینده با آن روبرو خواهند شد- آشنا کنند؛ مشکلاتی از زبان مادری، ادبیات، فرهنگ، تاریخ و.. گرفته تا مشکلات اجتماعی همچون صید و صیادان، اعتیاد، اشتغال، و... . بدون تردید آشنایی دانش‌آموزان خصوصاً دبیرستانی‌ها با موضوعاتی از این قبیل، نسلی آگاه و آماده نوید خواهد داد.

5. از نگاه نگارنده یکی از مسائل جامعه ترکمن‌ها در ایران، کمبود نیروی انسانی متخصص است؛ مشکلی که دیگر اقوام/ملل غیرحاکم کشور کمتر با آن روبرو هستند. در بین ترکمن‌ها نیروهای متخصص در اکثر زمینه‌ها اندک است و در برخی رشته‌ها نیز اصلاً وجود ندارد. گام اول در این زمینه شناسایی این کمبودهاست که فعالین و روشنفکران ترکمن نقشی اساسی در این بین خواهند داشت. خود معلمان نیز -به‌ویژه معلمان باتجربه- با توجه به شناختی که از شاگردان سابق خود دارند، شاید بتوانند این کمبودها را بشناسند. گام دوم در این بین، ترغیب و تشویق دانش‌آموزان به‌ویژه از مقطع دبیرستان به بعد است تا آنها را به‌سوی رشته‌هایی سوق داد که کمبود وجود دارد؛ رشته‌هایی همچون هنرهای نمایشی و سینما و همچنین علوم نوین. موسم انتخاب رشته تحصیلی دانشگاهی پس از کنکور غالباً مرداد ماه است. باید از الان به فکر بود تا انتخاب رشته آنها کنترل‌شده باشد. البته در صورت نیاز می‌توان بر روی انتخاب گزینه‌های علوم انسانی، علوم تجربی، ریاضی و فیزیک، کار و دانش، و فنی و حرفه‌ای نیز متمرکز بود که پس از سال اول دبیرستان اتفاق می‌افتد. بنابراین شاید بهترین زمان برای این‌امر، سال اول دبیرستان باشد. دبیرانی که در این مقطع تدریس می‌کنند، همچنین مدیران، معاونان و مربیان پرورشی ترکمن در دبیرستان‌های منطقه باید بر روی این دانش‌آموزان تمرکز کنند تا آنها را به سمت انتخاب گزینه‌ای مناسب سوق دهند تا در آینده علاوه بر نسلی آگاه، شاهد جامعه‌ای متعادل با نیروی انسانی متخصص لازم باشیم.

نکته حائز اهمیت در این بین، دوری از افراط در کنار پرهیز از تفریط است. پرداختن بی‌محابا و افراطی به این مسائل نه تنها چاره‌ساز نخواهد بود، بلکه مشکلات بیشماری خصوصاً برای خود معلم ایجاد خواهد کرد. برکنار بودن از این مسائل و چشم‌پوشی کردن از آنها هم تغییری در وضعیت جامعه ما ایجاد نخواهد کرد.